wellcome to my blog - تاریخ: 1392/10/16 ساعت: 21:25
           اینجا کلیک کن            
رها... - تاریخ: 1392/10/16 ساعت: 21:25
    1.درست زمانی که سرت جای دیگری گرم است دل من همینجایخ میزند.چه فاصله ی زیادی است ازسرتوتادل من... 2.خدایااین قسمت روکجافرستادی که هروقت نوبت من میشه میگن نیست؟؟؟ 3.همه ی دردم این بود:عشقش بودم وقتایی که عشقش نبود... 4.خداماروبرای هم نمیخواست،فقط میخواست هموفهمیده باشیم،بدونیم نیمه ی مامال مانیست،...
آرزو... - تاریخ: 1392/10/16 ساعت: 16:28
    روزی ازم پرسیدی بزرگترین آرزوت چیست ؟ گفتم بر آورده شدن آرزوی تو ! ولی ندانستم آرزوی تو جدایی از من است . . . آنـــــقـَـدر پـُشــتـــِ سـَـرَت آب ریخــتــمــــ… کــ ه تَـمـامـــِ کـوچـه سـَـبـز شـُـد ! پـــس چـِـرا نـیـامـدی ؟! سوم هفتم چهلم سال........... چند وقت دیگر باید عزار نبودنهایت باشم!...
داستان گربه را دم حجله کشتن - تاریخ: 1392/10/16 ساعت: 16:54
میگویند در ایام قدیم دختری تندخو و بد اخلاق وجود داشته که هیج کس حاضر به ازدواج با او نبوده است. پس از چندی پسری از اهالی شهامت به خرج می دهد و تصمیم می گیرد که با وی ازدواج کند. بر خلاف نظر همه ، او میگوید که میتواند دخترک را رام کند. خلاصه پس از مراسم عروسی ، عروس و داماد وارد حجله میشوند و
بدون شرح - تاریخ: 1392/10/16 ساعت: 17:00
                      ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻧﻤﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﯽ ﺑﺎ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﭘﺴﺮ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻭ ﺑﻪ   ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﺕ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﯽ ... ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻧﻤﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﺗﻮ ﺯﺩﻥ ﻭ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﯽ ... ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻧﻤﯽ ﮐﻪ ﭼﭗ ﭼﭗ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﯾﻪ ﭘﺴﺮ ﻭ ﻣﯿﺮﯼ ﻭﺍﺳﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﺕ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻭ ﺩﻟﺖ ﺧﻮﺷﻪ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﺕ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺣﺴﻮﺩﯾﺸﻮﻥ ﺷﺪﻩ ... ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻧﻤﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺳﺮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺗﺎ...
داستان واقعی - تاریخ: 1392/10/16 ساعت: 14:57
              سلام به همگی   .من سن کمی دارم اما ازهمین حالا دردو باتموم وجودم حس کردم میدونم ومیفهمم که چقدر      سخته کسی رو که به حد پرستش دوست داری ازدست بدی یعنی بهتره بگم بهت خیانت کنه    وبره    بعد توبمونی ویه دنیا غصه .خلاصه داستان زندگیمو براتون مینویسم شاید باورتون بشه عشق پاک   نیست.4سال...
داستان واقعی (هلیا و ارشیا ) - تاریخ: 1392/10/16 ساعت: 17:08
        من 14 سالمه اسمم هلیاست شاید فکر کنید واسه عشقو عاشقی دهنم بوی شیر میده ولی به هیچ      عنوان این طور نیست چون عشق سن و سال نمیشناسه .   چیزی که میخوام بگم مال تابستون همین ساله      وقتی بچه بودم با سه نفر دوست بودم و باهاشون خییییلی بازی میکردم که اون ها یه هلیای دیگه     . ارشیا و شایان ب...
تنهایی - تاریخ: 1392/10/16 ساعت: 14:47
    ديرگاهيست که تنها شده ام / قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است / باز هم قسمت غم ها شده ام دگر آئينه ز من با خبر است / که اسير شب يلدا شده ام من که بي تاب شقايق بودم / همدم سردي يخ ها شده ام کاش چشمان مرا خاک کنيد / تا نبينم که چه تنها شده ام . . .    
داستان واقعی (عسل) - تاریخ: 1392/11/8 ساعت: 10:26
سلام   من یه دختر خوشگل بودم .با چشمای رنگی تعریف از خودم نباشه. با این     حال  با هیچ پسری        دوست نشده بودم با این که خواستار زیاد داشتم . بلاخره با یه پسری آشنا     شدم که یه سال ازم  کوچیکتر بود اونم مثل من خوشگل بود .قد بلند خوشتیب وعالی.... تا این که ازم درخواست کرد باهاش دوست شم اولا اصل...
داستان واقعی ( مازیار و نیوشا ) - تاریخ: 1392/11/8 ساعت: 10:08
                    سلام   .اسم من مازیار 18 سال دارم شاید بگید این بچه چی میدونه ازعشقوعاشقی ولی باید بگم    من    عاشق نمیشم اما اگه بشم بدجور عاشق میشم.میرم سراصل مطلب.درست 5سال پیش یه خانواده      ی نچندان مذهبی یه خونه تو کوچمون گرفتن 5نفر بودن 3تا دخترباپدرومادریکی    ازدخترا20سال    داشت یکی ...
4 - تاریخ: 1392/10/16 ساعت: 16:07
در میان این همه “بود” … من در آرزوی یکی ام که “نبود” … . . . تا “تو” به داد من برسی … من به “خدا” رسیده ام !                             
3 - تاریخ: 1392/10/16 ساعت: 16:08
در جمله ، من به تو هرگز نمی رسم فعل و فاعل و مفعول تویی مابقی حرف اضافه است !          
2 - تاریخ: 1392/10/16 ساعت: 12:21
کافیست جای زخمت را بلد باشند ، از اعلاترین نمک برایت مرحم میسازند همان هایی که تا دیروز برایشان از جان مایه میگذاشتی.
1 - تاریخ: 1392/10/16 ساعت: 12:19
در کتاب واژه ها زیباترین معنا تویی من چگونه در کتاب عشق تو معنا شوم ؟ از تو گفتن کار هر کس نیست ای بالاترین من برای گفتنت باید که مولانا شوم        
عشق یعنی... - تاریخ: 1392/10/11 ساعت: 19:41
چارلی چاپلین - تاریخ: 1392/10/16 ساعت: 15:37
 
غمگین - تاریخ: 1392/9/30 ساعت: 11:38
  ﺩﺧﺘﺮ : ﻋﺸﻘﻢ ﺷﺮﻁ ﺑﻨﺪﯼ ﮐﻨﯿﻢ؟؟؟ ﭘﺴﺮ : ﺑﺎﺷﻪ ﺧﺎﻧﻮﻣﻢ ...ﺑﮑﻨﯿﻢ ... ﺩﺧﺘﺮ : ﺗﻮ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﯽ 24 ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻦ ﺑﻤﻮﻧﯽ ... ﭘﺴﺮ : ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻢ ... ﺩﺧﺘﺮ : ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﻢ .. 24 ﺳﺎﻋﺖ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ ﺷﻪ ﻭ ﭘﺴﺮ ﺍﺯ ﺳﺮﻃﺎﻥ ﻋﺸﻘﺶ  ﻭ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺑﻤﯿﺮﻩ ﺧﺒﺮ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ... 24 ﺳﺎﻋﺖ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﯽ ﺷﻪ ﻭ ﭘﺴﺮ ﻣﯿﺮﻩ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﺩﺧﺘﺮ ..  ﺩﺭ ﻣﯽ ﺯﻧﻪ ﻭﻟﯽ ﮐﺴﯽ ...
داستان عاشقانه اما واقعی... - تاریخ: 1392/9/30 ساعت: 11:36
 یک زن اهل پنسیلوانیا که نامزدش دچار جراحت مغزی شد ولی با وجود این ناتوانی باز هم تصمیم گرفت با او ازدواج کند، اکنون سروصدای زیادی به راه انداخته است. لن و لاریسا مورفی اولین بار در سال ۲۰۰۵ در کالج با یکدیگر آشنا شدند و تصمیم گرفتند خیلی زود پس از فارغ التحصیلی از کالج در دسامبر سال ۲۰۰۶ با یکدیگر ...
“” ترکم نکن که میمیرم” - تاریخ: 1392/9/30 ساعت: 11:51
خودم رو واسه خیلی چیزها آماده کرده بودم ، واسه کلی حرف در ماشین رو باز کرد و رو صندلی کناریم نشست . کاغذی رو داد دستم کاغذ رو گرفتم و تو دستم مچاله کردم یه نفس عمیقی کشیدم و تو چشای گریونش که ملتمسانه نگام میکرد خیره شدم اما باید می‌گفتم . بی شرمانه نگاش کردم و گفتم : دیگه ازت خسته شدم . دیگه نمیخوا...
مَحرمِ دل - تاریخ: 1392/9/27 ساعت: 11:38
چه حس قشنگیه وقتی میشی مَحرمِ دل یکی .. یکی که بهش اعتماد داری .. بهت اعتماد داره .. از دلتنگی هاش برات میگه .. از دلتنگی هات براش میگی .. آروم میشه .. آروم میشی .. حسی که هیچ وقت به تنفر تبدیل نمیشه .. این حس مثل قطره های باران پاکه ..!! همچین آدمی رو تو زندگیتون دارین؟

برچسب‌های مرتبط

داستان گربه را دم حجله کشتن | بدون شرح | داستان واقعی | داستان غم انگیز | تاحالا دقت کردین | خواستگاری های عجیب! | اس ام اس غمگین عاشقانه جدید |