خرید بک لینک

درباره سایت

√ عـِـ×ـشق زפֿـــ×ـمـــے √|داستان عاشقانه

سلام عزیزم از اینکه به وبلاگم سر زدی ممنونم امیدوارم بتونی لحظات خوشی و بگذرونی اگه خوشت اومد نظر بده اگه نیومد میتونی انتقاد کنی تازه اگه دلت میخواد دل نوشتتو بنویس تا با اسم خودت درجش کنم زِندگـــی در حــــــــال بارگـــــــیری است، لطفاً صـَــــبر کـُــنید.. اینجـا سُــــرعت خوشــــبختی بسیار کــــم است...!! تـــا زندگــــــــی ات لُـود شـــــــود .. عُمـــــــــرت تمـام شــده. لطفا نظر بدید

امکانات وب


-->-->-->

-->-->-->

-->-->--> -->-->-->

*بارش برÙx81 در Ùx88بÙx84اگ*

-->-->--> -->-->-->

http://asheganeh.ir/

برایِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست اش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای من، قلبی برای انسانی که من می خواهم
تا انسان را در کنارِ خود حس کنم.

□

دریاهای چشمِ تو خشکیدنی ست
من چشمه یی زاینده می خواهم.

پستان های ات ستاره های کوچک است
آن سوی ستاره من انسانی می خواهم:

انسانی که مرا بگزیند
انسانی که من او را بگزینم،
انسانی که به دست های من نگاه کند
انسانی که به دست های اش نگاه کنم،
انسانی در کنارِ من
تا به دست های انسان ها نگاه کنیم،
انسانی در کنارم، آینه یی در کنارم
تا در او بخندم، تا در او بگریم…

□

خدایان نجات ام نمی دادند
پیوندِ تُردِ تو نیز
نجات ام نداد

نه پیوندِ تُردِ تو
نه چشم ها و نه پستان هایت
نه دست هایت

کنارِ من قلب ات آینه یی نبود
کنارِ من قلب ات بشری نبود…

برچسب: نویسنده: عـِـ×ـشق زפֿـــ×ـمـــے تاريخ: چهارشنبه 27 آذر 1392 ساعت: 11:54

صفحه بندی